الفيض الكاشاني

431

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

از امام چهارم ( ع ) روايت شده كه مردى او را دشنام داد . پس پيراهن مشكى خود را به او بخشيد و دستور داد هزار درهم به او بدهند . « 80 » يكى از حاضران گفت : پنج خصلت در آن حضرت جمع شده است : حلم ، آزار نرساندن به ديگران ، رهايى مرد از آنچه انسان را از خدا دور مىسازد ، تشويق به پشيمانى و توبه و بازگشت به ستايش پس از نكوهش امام سجّاد ( ع ) تمام اينها را با اندكى از مال دنيا خريد . مردى به جعفر بن محمّد ( ع ) عرض كرد : « ميان من و گروهى بر سر مالى نزاع روى داد و من قصد ترك آن مال را داشتم . پس به من گفته شد ترك آن ذلّت و خوارى است . پس امام ششم ( ع ) فرمود : ذليل و خوار شخص ستمگر است . مسيح بن مريم ( ع ) بر گروهى از يهوديان گذشت ؛ به او سخن بدى گفتند . عيسى به آنها سخن خوبى گفت . به او عرض شد : آنها بد مىگويند و تو خوب مىگويى ؟ عيسى فرمود : هركس از آنچه دارد خرج مىكند . لقمان گفت : سه گروهند كه جز در سه وقت شناخته نمىشوند : بردبار شناخته نمىشود جز در هنگام خشم و شجاع جز در جنگ ، و برادرت را نمىشناسى مگر زمانى كه به او محتاج شوى » . مىگويم : مرحوم كلينى ( ره ) از طريق شيعه روايتى را در كافى از امام پنجم ( ع ) روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : « خدا انسان پر آزرم بردبار و پاكدامن و كسى كه خود را از حرام نگاه دارد دوست مىدارد . » « 81 » از امام صادق ( ع ) روايت شده كه گفت : « پيامبر خدا ( ص ) فرمود : خدا هرگز كسى را به جهل عزّت نداد و هيچ‌كس را هرگز با حلم خوار نساخت . » « 82 » از امام باقر ( ع ) روايت شده كه گفت : « امام سجّاد ( ع ) مىفرمود : مرا مردى

--> ( 80 ) بر اصل اين حديث اطلاع نيافتم تنها شعرانى در الطبقات ، ج 1 ، ص 28 نقل كرده است . ( 81 ) كافى ، ج 2 ، ص 112 ، باب حلم . ( 82 ) كافى ، ج 2 ، ص 112 ، باب حلم .